این احمدی نژاد پوتین می شود ؟!؟!
احمدی نژاد از سیاست خارجی و سیاست داخلی و اقتصاد و بازار ارز گفت و مثل همیشه متلک هایی هم به مجلس و قوه قضائیه و برخی مسئولان انداخت تا به بخش پایانی صحبتهایش برسد؛ گویی حدود یک ساعت و نیم صبر کرده بود تا به این لحظه برسد، تا بگوید: از کجا می دانید فقط یک سال از دولت باقی مانده است؟!
در بخش پایانی این گفت وگوی زنده تلویزیونی، مجری برنامه خطاب به احمدی نژاد گفت كه "شما سال 84 به من قولی دادید و گفتید یكسری اسامی (مربوط به مفسدان اقتصادی) در جیبم دارم و به وقتش میگویم، آیا وقتش شده یا خیر؟"
رئیس جمهور پاسخ داد: من یكسری اسامی داده ام.
مجری برنامه ادامه داد: چون یكسال بیشتر از دولت نمانده است...
احمدینژاد با خنده پرسید: شما از كجا میدانید؟
او البته سعی کرد در ادامه جمله خود، یک معنای انتزاعی و نه چندان عینی به پرسش معنی دارش بدهد، اما تیترهای اول رسانه ها و اظهارنظرهای انتقادآمیز و بعضا تند برخی شخصیت های سیاسی و تعدادی از نمایندگان مجلس نشان داد که همه متوجه معانی و تبعات این جمله به ظاهر ساده شده اند.
احمدی نژاد در ادامه گفته بود: « دولت جزو ملت است، ملت هم همیشه هست، پس هیچوقت ملت تمام نمیشود. آرمانهای ملت تمام نمیشود. پس این حرفها همیشه هست.»
حتی گفتن همین حرف که "آرمان های ملت تمام نمی شود پس این حرف ها همیشه هست" نیز می توانست معنای خاصی در خود داشته باشد. احمدی نژاد کسی است که داعیه آرمانخواهی ملت را دارد و تمام نشدن آرمان ملت می تواند به معنی تمام نشدن دوره احمدی نژادی ها باشد.
احمدی نژاد در ادامه گفته بود: « دولت جزو ملت است، ملت هم همیشه هست، پس هیچوقت ملت تمام نمیشود. آرمانهای ملت تمام نمیشود. پس این حرفها همیشه هست.»
شاید بدبین شده ایم، شاید سختگیری می کنیم، شاید در تحلیل یک جمله به ظاهر ساده مته به خشخاش گذاشته ایم اما به هر حال شنیدن این جمله، مقاطع زمانی خاصی در تاریخ نه چندان دور این کشور یا مصداق هایی در خارج از کشور را به ذهن شنونده متبادر می کرد.
دور نیست زمانی که عده ای در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی طرح هایی برای افزایش تعداد دوره های ممکن برای یک رییس جمهور یا افزایش طول هر دوره ریاست جمهوری را در سر داشتند که البته، نشد.
از سوی دیگر محمود احمدی نژاد طرح هایی نظیر هدفمندی یارانه ها را آغاز و طرح هایی مثل حذف سه یا چهار صفر از پول ملی را مطرح کرد و طرح هایی مانند فازهای بعدی هدفمند کردن یارانه ها را نیز در سر دارد.
همچنین، آنچه احمدی نژاد در طول این سال ها از خود به نمایش گذاشته، شخصیتی است که تمایل دارد چنین طرح های ماندگاری ـ چدا از اینکه درست هستند یا غلط ـ تمام و کمال به نام او تمام شوند نه اینکه رییس جمهور بعدی را ـ بویژه اگر از طیف او نباشد ـ شریک خود کند، پس پرسش اینجاست که با توجه به کم بودن زمان یک سال برای به سرانجام رساندن این طرح ها، آیا رییس جمهور قرار است آنها را با کمترین کار کارشناسی ممکن یا هزینه و فایده کردن های به مقدار به سرانجام برساند یا اینکه قرار است کسی با عنوان «احمدی نژاد 2» چنین کارهای ناتمامی را تمام کند؟!
از طرف دیگر، حامی شمالی ایران یعنی روسیه تجربه ای متفاوت از باقی ماندن در قدرت را به نمایش گذاشته است. ولادیمیر پوتین چند سالی است یا به عنوان رییس جمهور یا به عنوان نخست وزیر در کشورش فعالیت می کند و با وجود برخی نارضایتی های موجود در آن كشور كه در انتخابات اخیر روسیه رخ نمود، همچنان مرد اول این كشور پهناور محسوب می شود.
رابطه خوب ایران و روسیه بویژه در دو دولت محمود احمدی نژاد و ممكن بودن وجود ساز و كاری برای ماندن در قدرت ـ ولو به نام برگزاری انتخابات ـ تا حدی كه توانسته است حدود 13 سال پوتین را در قدرت نگه دارد، تحلیلگران و حتی مردم عادی را وادار به مقام مقایسه شرایط سیاسی دو كشور ایران و روسیه می كند و این پرسش را در ذهن می سازد كه آیا دوگانه پوتین ـ مدودوف می تواند شبیه به دوگانه احمدی نژاد ـ مشایی باشد؟
اما احمدی نژاد دوست مشهور دیگری هم دارد؛ هوگو چاوز. هوگو رافائل چاوز فریاس پنجاه و سومین رییس جمهور ونزوئلاست كه در سال 1999 پس از رافائل كالدرا به ریاست رسید. وی در همان سال با اصلاح قانون اساسی، طول دوره ریاست جمهوری در ونزوئلا را از 5 سال به 6 سال افزایش داد و بدین ترتیب 12 سال است كه بر مسند قدرت تكیه زده است.
اما ماجرا فقط این نیست؛ هوگو چاوز در سال 2007 با برگزاری یك همه پرسی خبرساز، برای افزایش اختیارات خود پیشنهاد تغییرات گستردهای را در دهها ماده از قانون اساسی ونزوئلا داده بود اما برای اولین بار از زمان ریاستش، شكست خورد. وی قصد داشت با تغییرات گسترده تر در قانون اساسی، خود را رییس جمهور مادام العمر ونزوئلا كند.
همه این حرفها حدس و گمان است، تحلیل است، اما آنچه واقعی تر از همه اینهاست، جملهای است كه احمدینژاد در مقابل دیدگان میلیونها نفر به صراحت مطرح كرد: «از كجا میدانید فقط یكسال از دولت باقی مانده است؟»
همه این حرفها حدس و گمان است، تحلیل است، اما آنچه واقعی تر از همه اینهاست، جملهای است كه احمدینژاد در مقابل دیدگان میلیونها نفر به صراحت مطرح كرد: «از كجا میدانید فقط یكسال از دولت باقی مانده است؟»
هرچند كه میرتاجالدینی ـ معاون رییسجمهور در اجرای قانون اساسی ـ فردای همان روز گفت كه منظور احمدینژاد ایجاد تغییری در قانون اساسی نبوده، اما توضیح هم نداد كه منظور چه بوده است؟
شاید احمدینژاد قرار است ورژن (نسخه) دیگری از خود را رو كند؟ آیا آمدن اسفندیار رحیم مشایی به عنوان نزدیكترین فرد به احمدینژاد به عرصه انتخابات ریاست جمهوری سال آینده جدی است؟ آیا ناگهان فردی كمتر شناخته شده از سوی احمدینژادیها برای انتخابات معرفی خواهد شد؟ آیا اصلا احمدینژاد برنامه ویژهای را برای انتخابات 92 كلید زده است یا این جمله فقط پیغامی برای طیفهای دیگر سیاسی بویژه اصولگرایان بود؟
انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، 24 خرداد 92 برگزار خواهد شد و به نظر میرسد در ماههای آینده، شخصیتهای مختلف سیاسی كشور از جمله شخص محمود احمدینژاد و طیف همراهش خبرسازیهای بیشتری خواهند كرد تا اینكه بالاخره به انبوه پرسشهای مطروحه در این رابطه پاسخ داده شود.
وز قبل